بدون عنوان
مانی عزیزم دیشب خیلی اذیت شدی پسمل گلم آخه سرما خوردی و این مسئله ناراحتت کرده دیشب تا صبح غر غر کردی ولی اشکال نداره گلم مامانی عاشقته. صبح هر کاری کردم نخوابیدی و بیدار بودی دم داروخانه که ایستادم تا برات شیر بخرم همچین نشسته بودی اینقدر با نمک بودی تا خونه مامان نرگس نخوابیدی همینطور تو آینه ماشین که نگاه میکردمت بیدار بودی صبح ها از هر وقت دیگه ای با نمک تر هستی . ولی تا رسیدیدم بیدار شدی با مامان نرگس رفتی و منم آمدم سرکار نمیدونی چقدر دلم برات ت نگ میشه پسر گلم ولی وقتی بزرگ شی میفهمی که چرا مامانی میامد سرکار .... ...




